موج - بهانه






درباره نویسنده
موج - بهانه
[3]
فعلا ترجيح مي دهم ناشناس باقي بمانم دانستن مشخصات من چه دردي از شما دوا مي کند؟
تماس با نویسنده

موضوعات وبلاگ

لینکهای روزانه
همين نزديکا [47]
من او [35]
سراي انديشه [47]
[آرشيو(3)]


عضویت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

لوگوی وبلاگ
موج - بهانه

آمار بازدید
بازدید کل :227
بازدید امروز : 1
 RSS 

   

اين روزها براي من روزهاي پر تلاطم و پراظطرابي است؛ اشتباه نکن هيچ ربطي به دهه فجر ندارد!


مثل موج ،باشدت به کناره ساحل برخورد مي کنم ؛ خيلي دردم مي گيرد ؛ بي اختيار ياد اين بيت 


معروف مي افتم:


        ما زنده به آنيم که آرام نگيريم                                     موجيم که آسودگي ما عدم ماست


تا به حال فکر مي کردم معناي اين شعر يعني انسان هميشه بايد در حال حرکت ،تلاش و پويايي


باشد و ايستايي و توقف موجب مي شود که انسان هويت خودش را از دست بدهد پس به ناچار


بايد حرکت کني!اما تا به حال به عمق اين شعر فکر نکرده بودم که خيلي وقتها تو را با غرقاب بلا


به حرکت در مي آورند وموجهاي عظيمي در عمق جانت به وجود مي آورند که حتي خوشايند تو نيست


 تا جايي که اظطرار با همه وجودش تو را در آغوش مي کشد ؛ آن وقت است که با تمام  وجودت خدا


 را حس مي کني و طوري او را صدا مي زني که حتي خودت هم از اين همه حضور قلب و توجه از خودت


 تعجب ميکني آن وقت است  که آن يقيني که لابلاي کلام و فلسفه به دنبالش مي گشتي و عمق


 ايمان را که در شب قدر  از خداخواسته بودي به يک چشمه به تو نشان مي دهند ولي تو باز آرام


 نمي گيري؛


 تقصير خودت است بايد منتظر بلاي بعدي باشي!   



نویسنده » » ساعت 8:2 صبح روز چهارشنبه 24 بهمن 1386